وقتی بزرگ می شوی دیگر خجالت می کشی به گربه ها سلام کنی و برای پرندگان دست تکان

 بدهی . دیگر نباید و نمی توانی که دلت شور بزند برای جوجه قمرهایی که مادرشان برنگشته ،

آخر ... فکر می کنی آبرویت می ریزد اگر یک روز مردم همان هایی که خیلی بزرگ شده اند دلشوره

های قلبت  را ببینند و به تو بخندند. دیگر نمی توانی دعا کنی برای آسمانی که دلش گرفته و حتی

 آرزو  نمی کنی که کاش قدت می رسید و اشک های بارانی آسمان را پاک کردی .ستاره هایت

 آنقدردورند که حتی لبخندشان را هم نمی بینی و ماه - هم بازی قدیمی تو - آن قدر کم رنگ

می شود که اگر تمام شب را هم دنبالش بگردی پیدایش نمی کنی.تو بزرگ می شوی و خواه ناخواه

تمام آوازها و پرنده های قلبت را بیرون می کنی و روزی به خود می آیی که خیلی دیگر دیر شده

است . فردای آن روز تو را به خاک می سپارند و می گویند :*‌ او خیلی بزرگ شده بود * و تو در

واپسین لحظه ها نگاهی به گذشته می اندازی و می گویی ای کاش زمانی که می توانستم

کمی بیشتر کودکی می کردم .

یه خورده به اینا فکر کنین ! ‌ این متن ها خیلی کمک می کنن تا آدم یه چیزایی رو هرگز

فراموش نکنه ! 

          

            *******************************************

داداش سعید گلم تولدت مبارک !! امیدوارم همیشه توی زندگی موفق باشی .. راستی چند ساله شدی‌ ؟

بذار حساب کنم ۲۴= ۶۲-۸۶

داداشی فردا می شی ۲۴ ساله ! امیدوارم هزار سال زنده باشی .. .

 

داداش سعید گلم تولدت مبارک

                                                       

                                                             آرزو خواهر کوچولوت