داستان یک مداد

مردی که مداد درست می کرد مدادی را برداشت تا در جعبه بگذارد ، اما قبل از آن به مداد گفت:

۵ چیز هست که می خواهم بدانی . قبل از آنکه تو را به جهان بیرون بفرستم می خواهم این ۵

چیز را بفهمی و هرگز فراموش نکنی ، در این صورت می توانی بهترین مداد دنیا شوی .

* اول :‌کارهای خیلی زیادی از دست تو بر می آید ، اما فقط باید در دست یک نفر قرار بگیری تا

بتوانی آن کارها را انجام دهی.

* دوم : گاهی تجربه ی دردناک تراشیده شدن را خواهی داشت ، اما برای آنکه مداد بهتری

شوی باید این درد را تحمل کنی .

* سوم: بسیاری از اشتباهاتت را می توانی درست کنی .

* چهارم : مهم ترین قسمت وجود تو در داخل توست.

* پنجم : روی هر سطی که قرار بگیری باید اثری بر آن از خود به جای بگذاری .

تحت هر شرایطی باید به نوشتن ادامه دهی .

مداد فهمید و قول داد فراموش نکند و با هدفی به درون جعبه رفت تا پا به جهان بگذارد .