آمشف یعنی آرزو ( خودم ) - مهدیس نازنین - شادی نازنین و فاطمه ی گلم

قوانین طبیعت تنها چیزیه که آدم بدون چون و چرا باید قبول کنه ! همه ی آدم ها توی زندگیشون از

این قانون ها پیروی می کنند و هیچ وقت نتوستن که از اونها سرپیچی کنن . آمشف ما هم یکی از اون

گروه هایی بود که مجبور بود به اطاعت کردن از قوانینی که باعث جدایی شون می شد  ولی چه

می شه کرد  یکی یکی درست همون طوری که به هم پیوسته بودن از هم جدا شدن .. خواسته

یا ناخواسته .. با خوشحالی یا با ناراحتی ..!! آ - م - ش - ف  دوست ندارم آمشف رو اینطوری

بنویسم آمشف باید آمشف باشه ..!! یادمه یکی از همکلاسی هامون که خیلی هم حسود بود رو

دیوار مدرسه نوشته بود آم شف ..می دونین معنیش چی بود ؟ معنیش این بود که آرزو و مهدیس از

شادی و فاطمه جدا شدن  من هم پاکش کردم و نوشتم آمشف .. یادش بخیر ..

رفتیم نمایش و تویه استان زنجان اول شدیم .. باورش خیلی سخته ولی شدیم چون نمایشمون حرف

نداشت عالی بود  متن نمایش رو من و شادی نوشته بودیم و کارگردان هم مهدیس و فاطمه

بود بقیه کارا رو هم ما خودمون (‌ آمشف ) کردیم .. یادش بخیر .. چقدر خوب بود اون روزا ای

خدا خودت می دونی حاضرم هر کاری بگی بکنم تا برگردم دوباره به اون روزا  الآن که یاد اون روزا

می افتم اشک تو چشمام جمع می شه  ما حتی اگه از هم جدا بشیم باز هم همون

آمشف هستیم و پیوند دهنده ی ما قلب هامونه که برای هم می تپه

من به عنوان یه عضو از آمشف به وجودشون افتخار می کنم .. به عکس هایی که توی آلبوم خاطراتم

باقی مونده عشق می ورزم و به همه ی خاطرات قشنگمون احترام می ذارم و هیچ وقت فراموششون

نمی کنم . دلم برای دیدن اون صورت ماهشون تنگ شده .. !! ای کاش می تونستم عکس آمشف رو

بذارم تو وب ولی حیف که نمی شه یعنی اجازه شو ندارم ..

آمشف تنها کلمه ایه که وقتی خیلی نارحتم آرومم می کنه ! آمشف .. آمشف ..

دوستت دارم آمشف عزیز تر از جانم ..یادمه رفته بودیم قم ..

آپ بعدی حتما خاطرات قم رو براتون تعریف می کنم .. تا آپ بعد خدانگهدار