یه سلام سرد زمستونییییییییییییییییییییییییییییییییییی !!!!!!!!!!

چقدر هوا سرد شده !! اینجا که خیلی سرده فردا هم که مدرسه ها تعطیل شد ..!!

به محض اینکه شنیدم مدرسه ها تعطیله زنگ زدم به بچه ها .. همه شون داشتن با نامیدی

درس می خوندن وقتی بهشون گفتم که فردا مدرسه تعطیله باورشون نمی شد !!!!

حالا ۳ روز وقت داریم که برای امتحان فیزیک بخونیم امتحان زیست رو هم که فردا داشتیم

می مونه بعد از امتحانا !!! چقدر خوشحالم خیلی خوب شد امروز که ما زیست خوندیم برای

امتحان کافیه فقط یه بار دوره کنیم ..

الآن مهدیس زنگ زده بود یعنی دقیقا وقتی داشتم خط اول رو تایپ می کردم زنگ زد .. گفت :

آرزو .. آرزو .. مژده بده .. مژده بده .. فردا تعطیلیم!!!!!!!!! منم خندیدم و گفتم مهدیس جوونم

می دونم .. می دونم .. مرسی که به یادم هستی !!!!!!!!!

اما اگه همه ی این خوشحالی ها رو کنار بذاریم خیلی از مسافرا تو راه موندن !!! البته الآن

شنیدم کسایی که تو راه هستن خیلی کمن و بیشترشون اومده داخل شهر و توی مساجد

هستن !! خدا رو شکر که اوضاع  بهتر شده ..

تهران هم که دو روز همه ی مقاطع تحصیلش و اداره هاش تعطیله خوش به حالتون البته برای

من فرقی نمی کنه چون من تا پنجشنبه خونه م و باید فیزیک بخونم !!!

 دیگه دیگه باید بگم که این زمستون بلاخره منو از پا در میاره !!!  بازم به من سرماخورده .. به خاطر

همین امروز صبح سر درد شدیدی داشتم و نمی تونستم درس بخونم بعد از ظهر شروع به

درس خوندم کردم .. خدا رو شکر که تعطیل شدیم .. من اصلا حالم خوب نیست !!!

تو این ۳ روز سعی می کنم کمی بیشتر مواظب خودم باشم تا روز پنجشنبه مشکلی نداشته

باشم !!

غمی غمناک

شب سردی است، و من افسرده.

 

راه دوری است، و پایی خسته.

 

تیرگی هست و چراغی مرده.

 

می کنم، تنها، از جاده عبور:

                                          دور ماندند زمن آدم ها.

 

سایه ای از سر دیوار گذشت،

 

غمی افزود مرا بر غم ها.

 

فکر تاریکی و این ویرانی

 

بی خبر آمد تا با دل من

 

قصه ها ساز کند پنهانی.

 

نیست رنگی که بگوید با من

 

اندکی صبر، سحر نزدیک است.

 

هر دم این بانگ برآرم از دل:

 

وای، این شب چقدر تاریک است!

 

خنده ای کو که به دل انگیزم؟

 

قطره ای کو که به دریا ریزم؟

 

صخره ای کو که بدان آویزم؟

 

مثل این است که شب نمناک است.

 

دیگران را هم غم هست به دل،

 

غم من، لیک، غمی غمناک است 

                                                      سهراب سپهری 

 

.