سلام خداجون !! بازم من اومدم .. بازم من ..

خدایا این بار نمی خوام بگم همه چقدر بد شدن ..

نمی خوام بگم کمتر کسی هست که صاف و صادق باشه

نمی خوام بگم همه بد شدن و من خوب خوبم و عوض نشدم

می خوام بگم که آره .. منم دیگه اون آرزویی که تو می شناختیش نیستم

خیلی عوض شدم .. خیلی ...!!

خدایا ، بچه که بودم هیچ وقت ازت دور نشده بودم

هیچ وقت تنها نشده بودم .. همیشه باهام بودی .. تو بازی های بچه گانه ای که صبح تا

شب بهشون فکر می کردم کمکم می کردی !!

هنوزم کمکم می کنی اما الآن دیگه بازی های من خیلی پیچیده شدن ..

با اینکه می دونم پیشمی اما بازم گاهی دلم برات تنگ می شه ...!

چقدر قشنگ باهام حرف می زدی خدایا ..

خدایا وقتی بچه بودم خیلی خوب می تونستم ببینمت ..

همه خیال می کردن که من با عروسکام بازی می کنم

اونا نمی دونستن که من تو چهره ی ناز عروسکم چی می دیدم ..

اونا نمی دونستن چرا همیشه عروسکم پیشم بود ...!!

بزرگ که شدم  بی اختیار عروسکمو کنار گذاشتم ..

ولی هنوز دارمش .. تو اتاقم کنار پنجره ست !!

همیشه بهم نگاه می کنه .. همیشه با چشماش باهام حرف می زنه

خدایا من خیلی عوض شدم ..

حالا دیگه حرفای اونو هم نمی فهمم !!

خدایا می گن دنیا خیلی بزرگه ..

ولی من فکر می کنم دنیا خیلی کوچیکتر از اونیه که همه فکر می کنن ..

اینقدر کوچیکه که هیچ عروسکی گم نمی شه ..

هیچ آرزویی گم نمی شه ..

هیچ خیالی نابود نمی شه ..

 هیچ دعایی رد نمی شه !!!

خدایا عروسکا رو بنده های تو آفریدن ولی من همیشه احساس می کنم

اون نگاه مهربون و قشنگشون رو از تو گرفتن !!

بچه که بودم باهات  رو دروایسی نداشتم .. خیلی راحت باهات حرف می زدم ..!!!!

یادمه یه بار که داشتم از مامانم نماز خوندن رو یاد می گرفتم ..

چیزایی که اون می گفت رو تکرار نمی کردم ..

تو دلم داشتم برات شعر می خوندم !!

خدایا یادته ؟!

چقدر ذوق کرده بودم .. بعد از نماز به همه گفتم

که من واسه خدا شعر خوندم ..

همه دعوام کردن و گفتن نباید شعر بخونم باید

چیزایی رو بگم که خودت گفتی ..

منم ناراحت شدم .. عروسکمو بغل کردم و نشستم گوشه ی اتاق

بهش نگاه می کردم با یه بغضی که تحملش خیلی برام سخت بود ..

اما اون عروسک بهم لبخند می زد..

بهم نگفت که کارم اشتباه بود ...!!

چیزی بهم نگفت اما با چشماش چیزای زیادی بهم یاد داد ..

خدایا دلم برات تنگ شده ..

دلم برای حرفای خودمونی خودم تنگ شده ..

دلم می خواد بازم برات شعر بخونم ..

دلم می خواد بازم احساست کنم ..!!!

خدایا این روزا خیلی خسته شدم ..

خدایا اگه تو منو نمی شناختی ، شاید از غصه می مردم !!

 

 

 من می خوانمت اما چرا اجابت نمی شوم !!

پی نوشت : دل نوشته های من