به وبلاگ آرزو خوش آمدید

/ 5 نظر / 4 بازدید
آسمان

آرزو جان با توام بشنو.... با تو هستم تویی که رویت را از من بر میگردانی به چشمانم نگاه کن اشکهایم هنوز خشک نشده اند از چه میترسی ٬من گناهت را بخشیده ام هنوز آنقدر عاشقت هستم که هیچ کینه ای از تو به دل ندارم تو را به خدا سپرده ام نه نگران نباش نفرینت نمی کنم برایت دعا ی خیر میکنم دعا میکنم که خدا هم ترا ببخشد وتنهایت نگذارد دوست ندارم تو هم مثل من طعم تلخ تنهایی را حس کنی دوست ندارم تو هم مثل من شکستن قلبت را تجربه کنی پس هرگز نفرینت نخواهم کرد وترا به خدا خواهم سپرد تا در پناه او به زندگیت ادامه دهی .

آسمان

دیشب به این فکر می کردم که چه قدر بده که لحظه های زندگی را از دست بدی اون هم از اون جبران ناپذیر هاش، یادم اومد که چقدر میدیدمش چقدر باهاش حرف زدم چه قدر درد و دل کردم ولی هرگز، هرگز و هرگز بهش نگفتم که چقدر دوستش دارم برای هیمنه که کم کم راهشو کج کرد و رفت و می دونم که دیگه این آسمون ابری ، رنگ آفتاب را نمیبینه، به قطره های پشیمانی بگو دیگه نریزند!

آسمان

دیشب در فکر تو بودم که یه قطره اشک از چشمام جاری شد از اشک پرسیدم چرا اومدی ؟ گفت توی چشمات کسی هست که دیگر جای من آنجا نیست.! . . . دلم را که مرور می کنم می بینم تمام آن از آن توست و فقط نقطه ای از آن خودم. بر آن نقطه هم میخ می کوبم و قاب عکس ترا آویزان می کنم.... . . . . به خیال کدامین آرزو نگاهت را، که معنای تمام شب هایم بود از من گرفتی؟ کدامین آرزو؟ آرزو؟ آرزو؟ آرزو؟ آرزو؟ آرزو؟ آرزو؟ آرزو؟ آرزو؟ آرزو؟ آرزو؟ آرزو؟ آرزو؟ آرزو؟ آرزو؟ آرزو؟ آرزو؟ آرزو؟

آسمان

کیستی که من این گونه به اعتماد نامِ خود(روح الله) را با تو می گویم کلیدِ خانه ام را در دست ات می گذارم نانِ شادی های مان را با تو قسمت می کنم به کنارت می نشینم و بر زانوی تو این چنین آرام به خواب می روم. ..... . . . وقتی در تنهایی خودم قدم می زنم خاطرات با تو بودن(آرزو) ، آرامشم را به هم میزند چه بریشانی لذت بخشی ست دلتنگ تو بودن دلم برای شنیدن صدایت(۰۹۱۵۱۱۸۱۵۷۹)

آسمان

آرزو جان بی شک مهربانی , و با همان حس مهربانیت مرا به خود دعوت نمودیهمان انگیزه من برای زندگی هستی بهترین هدیه ای هستی که خدا به من داد بی انگار زنده بودن یه پوچی مطلقه ..