تولدت مبارک

نازنینم

روزی که به بازی، حکم ، دل میکردیم ... هیچ فکر امروز را نمیکردیم ....

فکرش را نمیکردیم قرار است زندگی ما با یک بازی شروع شود ....

و با یک دیالوگ ساختی ...

حتما به یاد داری آن دیالوگ بی نظیر را ...

بعد از تمام شدن دیالوگ من گفتم ...

چقدر سخت است اگر یک بازیگر عاشق دیگری باشد وبعد از تمام شدن دیالوگ .....

 کات ..... تمام شود .... نه ؟

تو گفتی ..

اما اگر بداند با گفتن واقعیت همین چند لحظه شاد بودن را هم از دست میدهد ..

 سخت است اما تحمل این سختی لذت بخش تراز کات شدن همه چیزاست ...

من گفتم  چرا باید بترسد از گفتن واقعیت ؟

و تو هیچ جوابی نداشتی ...

گفتی اگر هر دو عاشق هم باشن و بعد از تمام شدن دیالوگ ... کات ...

تمام شود آنوقت چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وحشتناک بود ...

انقدر وحشتناک که جرئت پیدا کردم آرام ... احساسم را بگویم ...

اخلاقم را بهانه کردم و گفتم ... اگر کسی را دوسداشه باشم بدون هیچ

ترسی میگویم .. بدون هیچ فکری به عواقبش ...

این همان نقطه ایست که نه من به یاد دارم و نه تو !

اینکه کدامیک اول احساسمان را گفتیم ...

خنده دارترین بخش زندگی مان و پرحاشیه ترین آن است ...

نازنینم ....

لحظه به لحظه ی کنار تو بودن برای من یک رویاست....

یک آرزو ...

یک امید ...

هر شکستی که میخورم نگاهم به امیدی ست که در انتهای راه میبینم ...

هربار که زمین میخورم ... برمیخیزم ... می ایستم ... و دوباره به راه می افتم ..

من برای رسیدن به این امید و آرزو راه پرپیچ و خمی را آمده ام ..

وتا به انتها نرسم رهایش نمیکنم .. حتی اگر ناهمواری های راه مرا از پای در آورد ...

اگر هزار بار زمین خورم و همه تنم زخمی ... باز هم چشمم به انتهای راهی ست

که به تو می رسد ...

 

 

نازنینم ...

از رویایت برایم گفتی ...

بگذار از رویایم برایت بگویم ..

.....

......

نه

 آنقدر ناتوانم برای ترسیم رویایم که نمی دانم چه بگویم ...

بگذار سکوت کنم ...

سکوتی که همه دیوارها را خراب میکند ....

اصلا بگذار از کنار تو بودن بگویم ...

از احساسم ....

از شوقی که همه وجودم را فرا میگیرد ...

.....

......

........

وای نه

چشمان تو مجالم نمیدهد ....

چشمان تو می خواند هر آنچه را که در چشمانم برق می زند ...

 

 normal_عکس عاشقانه165

نازنینم ...

بگذار سکوت کنم کنار تو ..

و محو تماشای تو شوم ...

فرصت این بی نظیر تماشا را نگیر از من ...

بگذار خدایمان برایت سخن بگوید از هرآنچه زبان من قاصر است ...

 

نازنینم ...

مرا ببخش اگر گاهی فشار این راه مرا کسی کرد که نبودم ...

نازنینم ...

جبران میکنم هرلحظه ای را که آزردمت ...

..

امروز روز تولد امید و آرزو و رویای منه ...

تولدت مبارک همه ی وجود من ...

تولدت مبارک امید و آرزوی من ...

تولدت مبارک ...

 

 

 

/ 2 نظر / 55 بازدید

مرسیییییییییییی مرررررررسییییییییییییییییی

گروه نرم افزاری HSB

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین.