چراغ چشم تو

تو کیستی ، که من اینگونه ، بی تو بی تابم ؟

شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم .

تو چیستی ، که من از موج هر تبسم تو

بسان قایق ، سرگشته ، روی گردابم !

تو در کدام سحر ، بر کدام اسب سپید ؟

تو را کدام خدا ؟

تو از کدام جهان ؟

تو در کدام کرانه ، تو از کدام صدف ؟

تو در کدام چمن ، همره کدام نسیم ؟

تو از کدام سبو ؟

من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه !

چه کرد با دل من آن نگاه شیرین ، آه !

مدام پیش نگاهی ، مدام پیش نگاه !

کدام نشاه دویده است از تو در تن من ؟

که ذره های وجودم تو را که می بینند ،

به رقص می آیند ،

سرود می خوانند !

چه آرزوی محالی است زیستن با تو

مرا همین بگذارند یک سخن با تو :

به من بگو که مرا از دهان شیر بگیر !

به من بگو که برو در دهان شیر بمیر !

بگو برو چگر کوه قاف را بشکاف !

ستاره ها را از آسمان بیار به زیر !

ترا به هر چه تو گویی ، به دوستی سوگند

هر آنچه خواهی از من بخواه ، صبر مخواه .

که صبر ، راه درازی به مرگ پیوسته ست !

تو آرزوی بلندی و ، دست من کوتاه

تو دور دست امیدی و پای من خسته ست .

همه وجود تو مهر است و جان من محروم

چراغ چشم تو سبزست و راه من بسته است .

                                                                فریدون مشیری

/ 5 نظر / 5 بازدید
سایه

جانا تو را که گفت که احوال ما مپرس؟ سلام شعر قشنگی بود و من یاد شعر حافظ افتادم یهویی

حسين:سکه عشق

سلام این آپتون خیلی قشنگ بود می خواستم بگم من یه وب جدید درست کردم یه سری بزنید خوشحال می شم در ضمن من شما را لینک کردم

شقايق

تنهايي رو دوست دارم زيرا بي وفا نيست.... تنهايي رودوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست.... تنهايي رو دوست دارم زيرا تجربه كردم.... تنهايي رو دوست دارم زيرا خدا وندهم تنهاست.... تنهايي رو دوست دارم زيرت هميشه تنها بوده ام....

شقایق

salam aji khobi bala up kardi khabar nadadi rasti ye kam dir shodevali سلام الناز جان یه کم دیر شده ولی مبعث حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) بر همگان مبارک باد ستاره ای بدرخشید وماه مجلس شد دل رمیده ما را انیس ومونس شد نگار من که به مکتب نرفت وخط ننوشت به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد